امروز از طرف دانشگاه ، برای یک تحقیق سرشماری و ... بهزیستی رفتیم . فکر میکنم موقع زنگ تفریح بچه ها بود . اما چون خبر داشتند ما قراره اونجا بریم ، زنگشونو نزده بودند . همه سر کلاس بودند . وقتی داخل شدم حدودا 8 تا بچه8 تا 10 سال دیدم که از ظاهرشون مشخص بود مشکلی بینایی دارند . چند تاشون که چشماشون به کلی بسته بود . و دو – سه تا شون هم عینک زده بودند . ولی مشخص بود که هیچ چیزی نمی بینند یا بینایی خیلی کمی دارند . میون این همه بچه ، یکیشون خیلی جلب توجه میکرد . یک دختر خوشگل که چشمای درشتش  بدون هدف  توی صورت تپلش میچرخیدند . معلموشون برای همکلاسیهام راجب سبک کارو نحوه تدریس  توضیح میداد . ولی من همه توجهم به بچه ها بود . معلم به بچه ها گفت میتونن برن . ولی بچه ها که شیطنتشون گل کرده بود نرفتند . فقط 2 نفرشون از کلاس خارج شدند . دوباره نگاهی به طرف دختر انداختم . خدای من چقدر معصومه ... اومدم پیشش .. دلم می خواست دست بکشم رو صورتش . برای اینکه نترسه گفتم : میتونم دست بکشم رو صورتت ... خجالت کشید و خودشو جمع کرد . تازه فهمیدم چه اشتباهی مرتکب شدم . بهش سلام کردم . گفتم تو چقدر خوشگلی .. لبخندی زد و خودشو جمعتر کرد . گفتم اسمت چیه ؟؟ گفت ملینا .. –به به ؟! چه اسم خوشکلی داری ؟؟ اسم منم الهامه .. گفت اسم خاله منم الهامه ؟! ترسیدم  اگربدون اینکه بهش بگم رو صورتش دست بکشم بترسه . برای همین بهش گفتم میخوام لمست کنم .  نترسیا !!دست کشیدم رو صورتش .. دلم میخواست معصومیتشو حس کنم . چشام پر اشک شده بود . گفتم : خوش بحال مامانت .. چه دختر خوشگلی داره . گفت تو میبینی ؟؟ مونده بودم چی بگم ! نمیخواستم دروغ بگم ..گفتم آره ، میبینمت که بهت میگم خوشگلی  ...- گفت پس برای چی دست کشیدی رو صورتم .  برای یک لحظه متوجه نشدم برای چی این سوالو پرسید. به خودم اومدم . برای اینکه من هر کیو دوست دارم رو صورتش دست میکشم . اینطوری دوست داشتنمو نشون میدم . چون از تو خوشم اومد اینکارو کردم . یکی از همکلاسیهام جلو اومد ببینه دارم بهش چی میگم . با اشاره بهش فهموندم چیزی نگه ..   ملینا خندید و گفت منم چون نمیبینم مامانم بهم یاد داده هر کیو میخام بشناسم رو صورتش دست بکشم . گفتم میخوای منو بشناسی . .. دستاشو گرفتم و رو صورتم گذاشتم ، اولش خجالت  کشید . اما وقتی دستشو ول کردم دیدم دستشو رو گونه هام و چشام کشید . تا پایین صورتمو لمس کرد . گفت بچه داری . گفتم نه . گفت مگه عروسی نکردی گفتم نه . دارم درس میخونم . – منم میخام درس بخونم و دکتر شم . – درس بخونی دکتر هم می شی...  نگاهم به کتابش افتاد . روی کتابش دست کشیدم اما فقط خطوط برجسته رو زیر انگشتام حس میکردم ... مثل اینکه متوجه شد . گفت میخوای برات بخونم .گفتم آره . . شروع به خوندن کرد . با اینکه رون نمیخوند اما سعی می کرد کلماتو درس ادا کنه ...
هنوز مست چشای خوشگل ملینا بودم . خدایا چقدر معصوم بود . با خودم فکر کردم هزاران نفر مثل ملینا وجود دارند . اما چه گناهی کردن که باید اینطوری آفریده بشن . طفلکی مادرش چه عذابی میکشه . ولی از صحبت کردن ملینا فهمیدم اعتماد به نفس بالای داره  . چون خیلی راحت ارتباط برقرار کرد . پیش خودم فکر کردم باید مادر فهمیده ای داشته باشه ... به یک ساختمان دیگه توی یک منطقه دیگه رفتیم . با اینکه اول صبح که میخواستیم بیایم هممون خوشحال بودیم ، اما هیچ کس دیگه حرف نمیزد . البته من کلاسای دیگه رو با بچه ها نرفتم ...
ما رو داخل یک سالن بردند که پر از تختهای نوازادی لبه دار بود . بوی خاصی هم به مشام میرسید . اگر چه قوی نبود اما خوب میشد کاملا حسش کرد .توی تخت اولی نگاه کردم . وای نه .. یک بچه که صورتش ریش داره .  دوباره نگاش کردم . شکه شده بودم .  دندون داشت مثل ادم بزرگا . تختهای دیگه رو نگاه کردم آدمهایی به اندازه نوزاد که از قیافه های همشون مشخص بود سنشون از یک نوزاد بالاتره . اعصابم بهم ریخته بود. نگاهی به بقیه همکلاسیهام انداختم . اونا هم حالشون تعریفی نداشت . . صدای خانمیو میشنیدم که برای بچه ها داشت توضیح میداد. ایها همه مابین سن 11 تا 17 سال  هستن . با اینکه نرمال نیستن ولی حالتای کامل یک انسان بالغو دارن . دخترا سر ماه پریود میشن و پسرها هم دوره جنسی طبیعی دارند .حتی حاتهای غم و شادی رو هم مثل آدمهای طبیعی دارند . اگر براشون موزیک شاد بذارید شادیشونو نشون میدن و موزیک غمگین بشنوند ناراحتیشون مشخصه . حتی بعضیاشون وقتی موسیقی غمگین میشوند گریه میکنند ...
از اونجا اومدم بیرون . داشتم دیونه میشدم . دو سه تا از بچه ها هم پشت سر من بیرون اومدند . اونا هم حالشون تعریفی نداشت . بهشون گفتم قدر خودمون و سلامتیمونو نمیدونیم . ماها مشکل نداریم ، خدا نکنه یکی از این بچه ها توی خونه کسی باشه . اون مشکله . نه مشکلاتی که ما داریم .طفلک خونواده هاشون ُ چقدر سخته بچه آدم احتیاج به کمک داشته باشه و از دست هیچ کس کاری ساخته نباشه ...