جهان سوم


آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

                                                                                                     پروفسور حسابي

پ۱. یک هفته ای هست که درد کتفم شدید تر شده  . دکتر میگه خشکی عضله اس .  اگر چه دور شدن از این دنیای مجازی برام سخته اما مجبورم مدتی با کامپیوتر کار نکنم .

پ۲.این دفعه به هیچ کس خبر ندادم که اپ کردم چون نمی خوام زیاد پشت میز کامپیوتر بشینم . از دوستان عزیزم معذرت می خوام ..

فیلم غرور و تعصب

تو  دوران  کارشناسی یه روز استادمون به خودش زحمت داد تا برامون فیلم غرور و تعصب که رمانشو قرار بود امتحان بدیم بذاره ( آخه رشته کارشناسی من لیسانس زبانه و مثلا فیلم زبان اصلی برامون گذاشتن ) خلاصه از سر و صدای بچه ها و خوراکی های جورواجوری که مثل سینما بچه ها خریده بودن بگذریم (ترم اول بودیم و کله همه بچه ها داغ  )  ، تموم فیلم سایه روشن بود  مثلا یقه لباس خانمها که بازه مشخص نباشه . جالب این که لابراتوار ما درس گفت و شنود دخترا و پسرا از هم جدا بودند . یعنی اونروز فقط دخترا تو لابراتوار بودند . خلاصه من کلی حساس شدم که فیلم چی داشت که اینقدر سانسورش کردن و رنگشو هم تغییر داده بودند . این مساله برام سوال شده بود . برا همین یکسالی دنبال فیلم بودم . اما گیرم نیومد تا اینکه بی خیالش شدم . حالا بعد از شش سال فیلم غرور و تعصب به طور اتفاقی دستم اومد . باور نمی کنید اگه بگم  فیلم کوچکترین صحنه ای نداره ... البته حدودا ۷-۸ دقیقه در اول فیلم رقص داره .. 

نمی دونم  شاید انتظار دارن همه خانمهای خارجی هم مثل ایرانی ها تو فیلماشون نیمه شب با هد بند و دامن بلند و گاهی هم با مانتو ( البته اگه چادر هم باشه بد نیست )از خواب بیدار بشن .. به نظرتون چطوره ؟؟؟

 

سر رسید قدیمی من


امروز دلم خیلی گرفته بود . ناخودآگاه یاد سر رسید قدیمیم افتادم . شاید بهتره باشه بگم خاطراتی که  گرد و خاک گرفتن .. همونی که روزی اونقدر برام عزیز بود که حاضر نبودم از خودم جداش کنم .. همونی که تنها محرم دلم بود ... سر رسیدو باز کردم ... گاهی از روی دلتنگی خودم شعری یا قطعه ای نوشته بودم و گاهی  هم ترانه ای از خواننده ای که دوست داشتم ، نوشته بودم ... شاید برا ی این یاد سررسیدم افتادم که بتونم واژه ای  یا شعری پیدا کنم تا کمی آرومم کنه . اما انگار همشون دیگه برام بیگانه بودن ... حتی اون شعری که تو اوج گریه هام برا دلم نوشته بودم دیگه برام بیگانه بود .... شاید دل تنگی هام هم مثل خودم بزرگ شدن !!!!!!
آهنگ هایی که بیشتر از همه گوش می دادم :
سیمین غانم : آسمون آبی و گل گلدون
احمد شاملو : سکوت سرشار از نا گفته هاست
جمشید عندلیبی : کاست پاییز نیزار ( این یکی لایت بود اما ادمو دیوانه می کرد  )
فرهاد  : آینه  و جمعه
فریدون فروغی

بعضی آهنگ های سلین دیون ، کریستی برگ ، اسکورپین ....

سایت ثبت احوال

تا حالا تو سایت ثبت احوال رفتید. یکی از کارهای این سایت انتخاب راحتتر اسم با معنی برا بچه هاست . از طرفی اکثر اسامی اصیل ایرانی که شاید از یاد رفته باشن با معنیشون تو این سایت هست .... جالب اینه که آمار تعداد هر اسمیو که لازم داشته باشید بهتون میده . من که کلی حال کردم . شما هم نیگا کنید شاید براتون جالب باشه ...

پ.۱. اصلا فکر بد نکنید خبری از نی نی تا سه یا چهار سال دیگه نیست .و اگرنه می کشمتون ...

پ.۲.معنی ری را :
۱-هان، بيدارباش، به هوش باش، هشدار؛ 2- نام پرنده‌اي كوچك شبيه به گنجشك؛ 3- نام زنِ تيزهوش و كاردان؛ 4- نام يكي از شعرهاي نيما يوشيج.

قد در ازدواج ...

چند روز پیش با یکی از دوستای وبلاگی چت می کردم . سه سالی هست که با همدیگه از طریق اینترنت آشنا شدیم . و حتی یکبار هم موفق به دیدن همدیگه شدیم . دوست من یه دختر معمولی با قد ۱۵۲سانتی متره . قدشو گفتم تا بقیه داستانو براتون بگم .. مثل اینکه مریم خانم تو اینترنت با یه آقایی با قد ۱۹۴ آشنا شده ... اولش توجهی به قد دوستش نکردم .. ( آخه من خودم ۱۷۲ و همسرم ۱۹۵ سانتی متره )از تفاهم و .. پرسیدم . مثل اینکه همه چیز حله .. تنها مشکلشون قدشونه که با هم همخونی نداره . اونم یه چیزی حدود سی سانتی متر ... اولش گفتم مهم نیست و .. اما بعدش دیدم همچین مسئله کوچکی هم نیست ... شما چی فکر میکنید ؟ ؟ ؟

پ . این اینترنت هم خوب شرایط ازدواج های اینترنتی و دوستای اینترنتیو فراهم کرده .. حتی بین افراد همجنس : مثل من و دوستم ...

پ. فوت پدر پروانه عزیزو تسلیت میگم .. امیدوارم که هر چه زودتر آرامش پیدا کنه و به وبلاگستان برگرده ...