امشب اومدم تا طلسمو بشکنم . می دونید بارها و بارها اومدم از دلتنگی هام بنویسم ، اما این پست قبلیم دهنو بست . و به علت دلایل دیگه ..... دست و دلم به نوشتن نمی رفت . دلم خواست یه وبلاگ دیگه درست کنم و تو اون شرو به نوشتن کنم ، اما بازم دلم نیومد این وبلاگو ول کنم . وبلاگی که برام پر از خاطره اس . بارها اومدم بنویسم .. نوشتم .. ثبت موقت کردم ... اما تو وبلاگ نذاشتم .. از دلتنگی هام نوشتم مثل همیشه .. از خودم ... از اون چیزایی که گله داشتم ... از روزگار ... اما بی خیال .. همه چیز می گذره .. مهم داشتن اون چیزایی که هستن .... راستی چند باری هم از شادی هام نوشتم ..اما خوب ، هیچ وقت ثبتشون نکردم ...
بگذریم .. همه چیز روبراهه .. زمانه بر وفق مراده .. اما شاید دل من دل نیست ....
پ۱. از اون آدمهایی که اون بالا نشستن و باید تایید کنن تا من سر کار برم متفرم ...گاهی واجد شرایط بودن بند پ. برا ادم لازمه ...شاید تو اون دنیا هم به دردم بخوره .
پ۲.به جز همسرم دل خوشی تو این دنیا ندارم .از خدا می خوام سالم و سلامت باشه .
پ۳.ربطی نداره اما اینو می نویسم تا یادم باشه حواسمو باید بیشتر جم کنم . برا اولین بار کیف پولمو تو یه سفر یک روزه که خیلی هم بهم خوش گذشت گم کردم و هر چی خوشی کرده بودم از تو حلقم بیرون زد . کلی مدارک توش داشتم . گواهینامه ، کارت ملی خودم ، کارت ملی همسرم ، سیبا و تنها دفترچه تلفنی که شماره تموم دوستام توش بود ...
پ۴. خدایا شاید من تورو فراموش کردم : اما تو بزرگی .. خیلی بزرگ .. هوای منو بیشتر داشته باش ...یادم رفت من ، ما شده : هوای مارو بیشتر داشته باش .
پ۵. یه دوست خوب اینترنتی دارم که این هفته قراره برا سومین بار ببینمش . خوشحالم تو این شهر غریب یکیو پیدا کردم .