میزان توقع از دیگران
گاهی اوقات نمی دونم تا چه حد باید از دیگران توقع داشت . میدونید من از اون آدما هستم که هر کاری از دستم براومده برا همه انجام دادم و خیلی جاها هم شدیدا به ضررم شده . اما گاهی اوقات برا دوستای نزدیک یا اقوام نزدیک بیشتر از دیگران مایه گذاشتم . خوب طبعا آدم هم گاهی تو مشکلات می افته و توقع کمک داره . اما خیلی جاها این انتظارم برآورده نشد . مثلا وقتی کسی مریض باشه مدام زنگ میزنم و حالشو میپرسم . این کوچکترین کاره که از دست هر کسی بر می اد . در حالیکه وقتی من دو ماه مریض سخت بودم دریغ از یه تلفن . این یه مورد کوچک بود .. میدونید کلا از حرفهای خاله زنکی بدم میاد . ولی گاهی واقعا هنگ میکنم که یا من مشکل دارم و یا دیگران ...
خوب به اینجا رسیدم که روابطمو تنظیم کنم . یا بدون توقع کاریو انجام میدم . یا اینکه اصلا انجام نمی دم . اینطوری حداقل دیگه عذاب نمی کشم . یکسالی هست که این رویه رو پیش گرفتم . حداقل برا روحیه خودم خیلی بهتره . خوب این شامل همه از جمله مادر٫ پدر ٫ خونواده شوهر و حتی برادرای خودم هم میشه . دو نفر تو این قضیه مستثنی هستند : یکی از دوستای صمیمیم و آقای شوهر ... اما یه سوال ؟؟
تا چه حد می توان از کسی که به تو خیلی نزدیکه توقع داشت ؟؟؟
شاید تا حدی که آزارش ندی ... شما چی فکر میکنید ؟؟؟
صدایت میزنم گوش بده