ررر روسری آبی
چهارشنبه دهم خرداد 1385
از همه و همه ممنونم
اما به قول یکی از بچه های وبلاگ میدونم که روزی هم اینجا غریبه میشم و دلم شاید برای خونه خودم تنگ بشه ...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ دوستان مهربانم سلام :
اول میخوام بگم که پست بالارو یکماه پیش نوشتم و ...
حتما با خوندن پست قبلیم متوجه شدید که چقدر درگیرم ؟؟ از طرفی مشغول برنامه های عروسی و ... هستم . خیلی دوست داشتم که میتونستم باشم و بهتون سر بزنم اما شاید باورتون نشه که بعد از آخرین پستی که گذاشتم این دفعه دومه که کانکت میشم . وقتی حرف رفتن میشه دلم میگیره . اما من بر میگردم . چون محتاج این وبلاگم و دوستای خوبی مثل شما ....کی میتونست باور کنه ریرایی که روزی صد دفعه کانکنت می شد حالا اونقدر درگیر زندگی شده که داره اسم خودشو هم از یاد میبره ؟؟ در هر صورت میخوام تا مهر ماه که برنامه زندگیم بی حرف پیش منظم میشه از همتون خداحافظی کنم . از اینکه تو غم و شادیم با من بودید از همه و همه ممنونم . به خاطر کامنتهای زیباتون و.. و.. و... سعی میکنم هر وقت کانکت شدم به همه سر بزنم و براتون کامنت بذارم . همتونو به خدای بزرگ میسپارم و برای همه آرزوی خوشبختی میکنم .. همه و همه .... امیدوارم مهر ماه که برمیگردم خبرای خوبی تو وبلاگاتون بخونم مخصوصا لیلا و امین عزیز و ......
خوش باشید و سربلند ...

